خرید بک لینک

كتاب « پشت درهاي سيا »
برادفورد وسترفيلد
انتشارات دانشكده ي اطلاعات 1381
معمولا فرآيند كسب اطلاعات خام از افراد، مربوط به عمليات خارج از كشور است، اما در خلال جنگ جهاني دوم روشن شد كه ميتوان اين فعاليت مخفي را با جمعآوري اطلاعات در قلمرو داخلي تحليلگران تكميل كرد و تكامل بخشيد.منابع بالقوة اطلاعات، در درون آمريكا بسيار هستند. شركتها و افراد آمريكايي براي سالهاي طولاني در كشورهاي مختلف جهان فعال بودهاند و سوابق آنها حاوي اطلاعاتياست كه احتمالا عوامل اطلاعاتي مخفي – بخصوص در زمان جنگ- شانس چنداني براي دسترسي به آنها ندارند. نمايندگان كارخانههاي توليدي مرتبا مسافرت ميكنند و گزارشها و ارزيابيهاي كارشناسي مربوط به اموراقتصادي و ملي را جمعآوري مينمايند. افزايش جاري در تماسهاي شرق و غرب باعث شده است كه هزاران نفر از اتباع آمريك، به عنوان مسافر، راهي كشورهاي بلوك شوروي شوند. دانشمندان و دانشگاهيان در جلسات و كنفرانسهاي بينالمللي شركت ميكنند و فرصت ملاقات و تبادل اطلاعات با افرادي از همة نقاط جهان را دارند. پناهندگان به طور مرتب از شوروي و دول اقمار آن براي اقامت دايمي به سوي آمريكا ميآيند.
به مدت بيش از ده سال «قسمت تماس دفتر عمليات سيا»، كه داراي مأموراني در سراسر كشور است، از اين منابع گسترده براي جامعة اطلاعاتي آمريكا بهره گرفتهاند. پس از سال 1948 بيش از 40هزار نفر و نيز شركتها در زمينههاي مختلف، اطلاعاتي ارائه دادهاند. تحليلگران متخصص و دانشگاهيان بسياري از اين طريق، خدمات دانشگاهي، علمي، حرفهاي و صنعتي خود را در اختيار قسمتهاي جمعآوري اطلاعات قرار دادهاند.
اخذ اطلاعات از اينگونه افراد، مستلزم استفاده از روشهايي متفاوت با جمعآوري معمولي اطلاعات مخفي است. متخصص تماس ، كه عنوان مأمور جمعآوريكنندة اطلاعات داخلي است، داراي كنترلي روي منبع نيست. منبع، اطلاعات را داوطلبانه و بدون هيچ اثري از فشار يا تهديد ارائه ميدهد، چون قانع شدهاست كه ميتواند به حكومت كمك خاصي بنمايد، اما صرفا نشاندادن اين حالت دليل ارائة اطلاعات فراوان نيست. به طور كلي اتباع آمريكا، از سازمانهاي اطلاعاتي و نيازهاي اطلاعاتي چندان اطلاعي ندارند. مراجعة يك مأمور دولتي به دفتر يك بازرگان، بلافاصله اين جو را بهوجود ميآورد كه به زودي، دفاتر شركت براي امور مالياتي بررسي خواهند شد و اي تحقيقاتي در خصوص يك فرد آشنا با شركت در حال انجام است. دانشگاهيان نگران آشكارشدن همكاريشان با اطلاعات آمريكا هستند، كه احتمال دارد مانع فعاليت آنها در خارج گردد. خارجياني كه نسبت به سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي هوشيار هستند، از برقراري تماس با مأمور رسمي – كه به ادعاي آنها هويتش جعلي است- ابا دارند و به او اعتماد نميكنند و ممكن است از ايمني اقوام خودشان، كه هنوز پشت پردة آهنين هستند، نگران باشند.
براي تبديل بازرگان مشكوك و بيگانه به منبع همكاري، مأمور تماس بايد از مهارتهاي متعددي برخوردار باشد. او بايد يك فروشنده باشد؛ فروشندهاي كه نحوة تفكر خود را دربارة اهميت نقش اطلاعات به طرف قالب كند. او بايد يك مأمور اطلاعاتي باشد كه به نيازها و شكافها در اطلاعات جامعة اطلاعاتي واقف است و مثل يك روانشناس عملي، با افراد داراي شخصيتهاي متفاوت، برخورد متفاوتي بنمايد و بالاخره بايد در كارگزارشهاي اطلاعاتي ماهر باشد، تا بتواند اطلاعات خام منابع را به صورت خوانا و مشخص درآورد.
پيدا كردن و تماس با منبع جديد
با عنايت به اينكه مأمور تماس نميتواند با همة مؤسسات مالي، تجاري، بانكي، آموزشي و علمي و نيز همة بيگانگان حوزة خود ارتباط برقرار نمايد، طبعا بايد دست به انتخاب بزند. او ميتواند براي اين كار از نشريات و كتابچههاي راهنما، منابع شناختهشده، قرارگاه سازمان و ساير نهادهاي حكومتي استفاده نمايد. تطبيق اينها با نيازهاي جاري اطلاعاتي، باعث ميشود كه افراد و سازمانهاي مناسب را به طور بالقوه جهت پاسخگويي به نيازها مشخص نمايد.
موقعي كه او تصميم گرفت با شركت يا فردي تماس بگيرد و يا رئيس او دستور چنين كاري را داد، اولين قدم پيش از تماس، آشنا شدن با آن شركت يا فرد است. او بايد نيازهاي اطلاعاتي مربوطه را نيز بررسي نموده و به تحقيق روي تواناييهاي بالقوه جهت نيل به اهداف بپردازد. ضرورتي ندارد كه او در زمينة مربوطه متخصص باشد، بلكه با آشنايي از علايق حرفهاي و درك لغات و اصطلاحات رايج در آن زمينه، كارش پيش ميرود. احتمالا تماس بدون مقدمه، باعث برقراري تماس سودمند و مداومي نخواهد شد.
براي تماس اوليه با يك نفر از اتباع آمريكا نياز به مجوز امنيتي نيست. وجود سازمان اطلاعات مركزي و اهداف كلي آن شناخته شده است و در برخورد اوليه، هيچگونه مطلب طبقهبندي شدهاي مطرح نميگردد؛ ولي براي تماس با خارجيان بايد اف.بي.آي را به خاطر مسائل امنيت داخلي در جريان قرار داد.
مأمور تماس معمولا هنگام تماس با شركت يا نهاد جديد، به مقامي در رأس آنجا مثل رئيس، رئيسهيئتمديره يا هر كس ديگري كه سياستهاي سازمان مربوطه را تعيين ميكند- مراجعه مينمايد.وقتي همكاري در سطوح بالا انجام شد، در سطوح پايينتر نيز ميتوان كار كرد. معمولا رؤسا داراي اطاعات مفيدي كه شخص به دنبال آن است، نميباشند و شخصي را از بين كاركنان مأمور ميكنند كه در تماسهاي آتي اقدام نمايد. اگر ابتدا با افراد پايينتر تماس حاصل شود، بعدا امكان دارد وضع نامناسبي پيش آيد و رؤساي آنها اعتراض كنند كه حكومت در داخل سازمان آنها دخالت يا نفوذ كرده است.
حتما بايد براي ملاقات و مصاحبه با مقامات شركتها وقت قبلي گرفت و اين افراد، معمولا داراي منشيهايي هستند كه كارشان جلوگيري از تماس افراد با رئيس است. منشي سؤال ميكند كه چرا تلفن شده است و كارشان چيست. مأمور تماس ميتواند اسمي را بدهد و بگويد كه از يك سازمان حكومتي فدرال است و ميخواهد دربارة يك امر محرمانه با رئيس صحبت نمايد. به نظر ميرسد كه اغلب منشيها، جلو اينگونه تماسها را نميگيرند، ولي به هر حال اگر اصرار كردند، ميتوان گفت كه توضيحات بيشتر، در ملاقات با شخص رئيس به او ارائه خواهد شد.
مأمور تماس وقتي به مقامات شركت دسترسي يافت، بايد خود را معرفي كرده و بگويد كه از سازمانهاي اطلاعاتي كشور است و يا در صورت مواجهه با اصرار، ميتواند بگويد كه از سيا ميباشد. او به طور خلاصه ميگويد كه ميخواهد يك مصاحبة شخصي بنمايد. اكثرريت افراد وقتي مدموران دولتي با آنها تماس ميگيرند فكر ميكنند كه اين فرد از سوي سازمانهاي مجري قانون است، بنابراين بهتر است كه قرار ملاقات هر چه زودتر گذاشته شود.
مصاحبة اول
چون هدف مأمور تماس تبديل شخص مربوطه ه يك منبع مداوم و ممكاريكننده است، بايد مراقب برخورد اوليه باشد. آداب و رسوم در نواحي مختلف متفاوت است و بايد مأمور تماس طبق وضعيت ايالت مربوطه عمل نمايد. پوشيدن يك كلاه بزرگ و كراوات كوچك در تگزاس يا آريزونا خوب است، ولي در بوستون يا نيويورك جلوة خوبي ندارد. مأمور تماس بايد لباس معمولي روزمره پوشيده و از نصب علامات سنجاقهاي مذهبي يا گروهي خودداري نمايد. در تماس با مراكز مذهبي بايد از بحث مذهبي احتراز شود. مأمور تماس نبايد در خصوص مسائل نژادي، مذهبي و رنگي پوست تعصب نشان بدهد.
در زمان ملاقات با منبع در دفتر وي، بايستي بلافاصه مجوز مربوطه نشان داده شود و تأكيد گردد كه مأمور اف.بي.آي يا سازمان ديگري نيستند و فقط كارشان مربوط به سازمان سيا ميباشد. منبع، طبعا نسبت به اين ملاقات كنجكاو است و شايد حتي از زمان تلفن اوليه در حالت شگفتي باقي مانده باشد. مأمور تماس بايستي بلافاصله اين حالت را برطرف كرده و او را در وضعيتي راحت قرار بدهد. حالت برخورد برحسب شرايط عملي متفاوت است. در نواحي شمال و شرق و تاحدودي سواحل غربي، منبع احتمالي- اگر از بين مردان تجاري است- حتما سرش بسيار شلوغ است و در بين قرارهاي مقدماتي متعدد خود وقتي براي اين منظور اختصاص داده و حوصلة صحبت طولاني ندارد؛ بنابراين بايستي صحبتها كوتاه و مثل تجار باشد تا همكاري او جلب شود. ر جنوب قسمتهاي مياني غرب، مقداري تعارفات و حرفهاي معمولي پراكنده قبل از پرداختن به اصل موضوع ضروري به نظر ميرسد.
صرفنظر از روشهاي برخوردي كه به هر حال توسط مأمور تماس انتخاب ميشود، سه چيز بايد در ملاقات اوليه رعايت شود: تشريح مأموريت، ارزيابي ارزش بالقوة شركت براي اهداف، و نشاندادن اينكه چگونه منبع يا شركت او ميتواند به امنيت ملي كمك نمايد.
افرا دربارة امور اطلاعاتي آگاهي متفاوتي دارند و بايد ابتدا به آنها فهماند كه هدف سازمان اطلاعات مركزي چيست و در كجاي تشكيلات حكومت است. مأمور تماس ميگويد كه مطلب به شوراي امنيت ملي و به رياست رئيسجمهوري منعكس ميشود و نيز بايد شرح داده شود كه چقدر آگاهي از اوضاع و شرايط در جهان براي سياستسازان كشور مهم است. او همچنين توضيح ميدهد كه نمايندة همة سازمانهاي اطلاعاتي حكومت است و نيازي به تماس با جاي ديگري نيست. منبع ميتواند به رفاه كشور كمك كند و اين كار را از طريق ارائة اطلاعات در خصوص كارخانههاي خارجي، تحقيقات، توسعه و امور ديگر انجام دهد.
پس از اين ارزيابي توان بالقوة شركت مطرح ميشود. منبع معمولا مايل به همكاري است، ولي نميداند كه اطلاعات خام او چه ارزشي براي كار اطلاعاتي دارد. مأمور تماس ميتواند سؤالهايي دربارة شعب خارجي و قسمتهاي وابسته به شركت در خارج، وسعت كارهاي خارجي و نيز ميزان آگاهي دفتر مركزي شركت از كارهاي ساير قسمتها مطرح نمايد.
در همين مرحله امكان دارد منبع به تدريج نگران شود كه هرگونه اطلاعات خام از سوي وي باعث ضرر رسيدن به منافع او شده و موجب اقدام توسط سازمانهاي فدرال شود، چرا كه بايستي چيزهايي را دربارة شركت بگويد كه شايد به گوش شركتهاي رقيب برسد و يا در معامله با شركتها و حكومتهاي خارجي باعث دردسر شود. مأمور تماس بايد او را قانع نمايد كه اصل اساسي كارش حفاطت از منبع است، اسم منبع در روي اطلاعات درج نميشود، اطلاعات ارائه شده به هيچ سازمان حكومتي ديگري براي هر منظور انتظامي يا تنبيهي داده نميشود، اطلاعات منبع در كانالهاي اطلاعاتي آمريكا ميماند و به دست افراد غيرمجاز نميرسد، همكاري او با اطلاعات و نيز اطلاعات خامي كه ميدهد به صورت طبقهبندي شده نگهداري ميگردد.
در عين حال از منبع خواسته ميشود كه اين تماس را محرمانه بداند و با هيچكس، از هدف اين ملاقات صحبت نكند. نياز به رعايت نكات امنيتي دوطرفه است. به علاوه، چون تماسهاي متعددي در جلسات بعدي برقرار ميشود كه امكان دارد در آنها مطالب طبقهبنديشدهاي نيز مطرح گردد، بايد اطلاعات مربوط به شرح حال (بيوگرافي) منبع، جهت ارزيابي امنيتي كسب گردد. اگر مأمور اطلاعاتي در تماسهاي اولية خود زمينهها را به صورت مساعدي فراهم كرده باشد، مشكلي در اين مورد نخواهد داشت.
مأمور تماس نميتواند براي حفظ همة مطالب به حافظة خود متكي باشد. بنابراين سؤال ميكند كه آيا منبع اعتراضي به برداشتن يادداشت دارد يا نه، كه اين سؤال حالت مؤدبانه دارد و معمولا منبع خوشحال ميشود كه مطالبي كه مطرح ميگردد آنقدر مهم است كه باي نوشته شود. در خصوص شرح حال و اطلاعات فني، بدون شك يادداشتكردن لازم است.
مدت مصاحبة اول بستگي به وقت منبع و برآورد مأمور تماس از اهميت بالقوة منبع دارد. مأموري كه باتجربه باشد، در فرصت كوتاهي ميتواند ارزش بالقوة شركت را ارزيابي نمايد و اگر متوجه شد كه منبع فعلا فايدهاي ندارد، بايستي به طور بسيار مؤدبانه، تماس را در اولين فرصت قطع كند. اگر او به اين نتيجه برسد كه شركت داراي اطلاعات خام مفيدي است، با استفاده از فرصت و شرايط به بررسي بيشتر ميپردازد. بايد در مصاحبة اول به نحوة برخورد و فرصت ملاقاتهاي ديگر منبع توجه شود. گاهي ممكن است منبع وقت اضافي داشته باشد و شروع به پركردن گوش مأمور حكومت فدرال با همة نظريات و افكار خود دربارة سياست و حكومت نمايد. در اين حالت مأمور تماس بايد مؤدبانه بحث را به موضوع ملاقات كشانده و نشان بدهد كه آدم بيكاري نيست و مشغلة زيادي دارد.
اولين ملاقات با اين نتيجه پايان مييابد كه مأمور تماس احتمالا براي بررسي بيشتر باز خواهد گشت. اگر واقعا مأمور هدفش بازگشت بود، بايد كارت شخصي خود را بگذارد و شمارة دفترش را بدهد، كه البته در كتابچة تلفنها اين شماره نيست. اسم سازمان نبايد روي كارت باشد. حدود يك هفته يا دهروز بعد مأمور تماس، نامهاي براي منبع نوشته از همكاري او تشكر نموده و ذكر ميكند كه در انتظار ملاقات ديگري است. اين نامه باعث ميشود كه منبع از اهميتمطلب اطمينان يابد و باز هم اسم و شمارة تلفن ذكر ميگردد، چون ممكن است كارت اولي گم شده باشد.
پس از مصاحبة اوليه با منبع، بايستي دربارة مفيدبودن وي و شركت او كار كند. مسئلة اصلي اين است كه آيا تماس ادامه يابد يا خير؟ اگر پس از هماهنگي با رؤسا تصميم گرفته شد كه منبع ارزش صرف وقت و كار بيشتري ندارد، گزارش كاملي از ملاقات داده ميشود و شرححالها به قرارگاه منعكس ميگردد و ذكر ميشود كه تماس ديگري در حال برنامهريزي نيست؛ البته يك نسخه براي مراجعة خود شخص يا همكارانش حفظ ميشود. اما اگر تصميم بر آن شد كه شركت ميتواند مفيد باشد، گزارش ملاقات به قرارگاه فرستاده ميشودو در عين حال تقاضاي صدور مجوز صلاحيت روي فرد ذيربط ميگردد. در صورت لزوم بايد براي منشي هم چنين مجوزي گرفت.
ادامة تماسها
اينكه مأمور تماس چندبار با منبع ملاقات نمايد، به عواملي چون نوع اطلاعات خام موجود، فاصله از دفتر، ميزان كارهاي منبع، برنامهها و ترجيحات منبع بستگي دارد. ار مأمور تماس تصميم بگيرد كه منبع به طور ادواري داراي اطلاعات مفيد است، ممكن است چند بار در سال با او ملاقات نمايد، حتي اگر بعضي از اين ملاقاتها از لحاظ اطلاعاتي بيارزش باشد. منبع ايدهآل كسي است كه به او آموزش داده شود تا هرگاه اطلاعات احتمالا جالببي داشت و يا هرگاه از خارج بر ميگردد، ملاقاتي را صورت بدهد. البته مأمور تماس بايد بداند كه منبع عمدتا به فكر كار و زندگي خودش است و نيازهاي اطلاعاتي را فراموش ميكند. مأمور تماس مثل يك فروشندة تجاري بايد هر از گاهي ارزش محصول را سبك و سنگين كند.
ملاقاتهاي بعدي معمولا راحتتر است. در شركتهاي بزرگ، يك طرف تماس معين ميشود، ولي مأمور تماس ميتواند سعي كند با رؤساي بخشهايي كه احتمال دارد اطلاعات خارجي داشته باشند، آشنا شود. اين اطلاعات ميتواند به صورت گزارشهاي شاخههاي خارجي شركت، قراردادها يا مذاكرات با شركتها يا دول خارجي يا مصاحبه با مقاماتي كه از خارج برميگردند باشد. مسافران به خارج، از لحاظ اطلاعاتي مهم هستند و مأمور تماس بهتر است پس از اينگونه مسافرتها، ملاقاتي را ترتيب بدهد.
وقتي مأمور تماس مطلع ميشود كه منبع احتمال دارد به مسافرت خارج برود، اين سؤال پيش ميآيد كه آيا به او دربارة نقاط مورد توجه اطلاعاتي مطالبي را منعكس كند يا خير.تصميم به اين كار داراي خطرات امنيتي و رواني است. گاهي منبع از اينكه از او ميخواهند «جاسوسي» كند ناراحت و حتي عصباني ميشود؛ اما اگر مأمور مدتي با منبع كار كرده باشد و او را قابل اطمينان بداند، احساس خواهد كرد كه او ميتواند اين كار را انجام بدهد و از كل جامعة اطلاعاتي از كانالهاي مقتضي سؤال ميكند كه منبع دنبال چه چيزهايي باشد. اگر صلاح نميدانند كه زمينة خاصي مشخص شود، ميتوانند نكات كلي را بدهند و به او بگويند كه هر چيزي را در آن زمينه به نظرش از لحاظ تخصصهاي خودش جالب است، گزارش بدهد. به هر حال بايد به او گفته شود كه نبايد در خارج طوري عمل نمايد و بگويد كه براي سيا مطلب جمعآوري ميكند.
پس از بازگشت در اولين فرصت ترتيب يك ملاقات داده ميشود. اگر سؤالهايي قبلا داده شده است، مجددا همان سؤالها تكرار ميگردد. شايد در اين مرحله مطالب جديدي مطرح شود. سؤالهايي كه به صورت رسمي مطرح شدهاند حالت راهنما دارند. مأمور تماس تلاش ميكند حداكثر اطلاعات ممكن را كه منبع با آنها برخورد داشته است كسب نمايد. چون مصاحبة مفصل، وقتگير است و مسافر تازه از راه رسيده، معمولا گرفتار كارهاي زيادي است كه در نبود او جمع شده، احتمال دارد يك نسخه از گزارش سفر وي براي خود شركت اخذ شود. البته اين گزارش مربوط به كار شركت است و هنوز هم ضرورت مصاحبه براي تكميل مطلب، حس ميگردد.
گاهي از وسايل فني براي تسريع در مصاحبه كمك گرفته ميشود. گرچه اغلب بازرگانان با چيزهايي مثل ضبط صوت و دستگاههاي خلاصهبردار اشنا هستند و اعتراضي به استفاده از آنها ندارند، ولي بهتر است از پيش اجازه گرفته شود. برخي منابع قبول ميكنند كه سؤالها را به او بدهند و بعدا خودش مطالب را ضبط كند. در اين شرايط بايد به او يادآوري شود كه حتما ذكر نمايد كه به كدام سؤال جواب ميدهد و اسامي را به صورت مشخص تلفظ نمايد.
اطلاعات جمعآوريشده مختص به مطالب شفاهي و كتبي نيست و اغلب ميتواند شامل نقشه، چارت، نمودار، عكس، تصوير يا طرح باشد. اين مطالب براي تحليلگران اطلاعاتي مهم بوده و خوب است كه آنها را بگيرند و در صورت امكان نگاه دارند، و ترجيح داده ميشود كه نسخة اصلي نگهداري شود، ولي امكان دارد كه منبع نسخ ديگري نداشته باشد و حاضر نباشد كه آنها را براي هميشه بدهد. در اينجا باز هم بايد تشويق و ترغيب مأمور تماس به كار بيفتد. اگر او نتوانست اصل را بگيرد، بهتر است آن را براي مدت 30 روز قرض بگيرد و براي استنساخ به واشنگتن بفرستد.
جمعآوري اطلاعات معمولا يك جادة يكطرفه است؛ منبع مطالبي را ميدهد و مأمور تماس ميگيرد، ولي گاهي امكان دارد كه منبع چيزي در مقابل بخواهد. مأمور تماس داراي چيزهاي غيرطبقهبندي شده مثل گزارشهاي روزانة اف.بي.آي دربارة راديوهاي خارجي و ترجمة خلاصة مقالات علمي شوروي است، كه آنها را ميتواند به منبع بدهد و روابط بهتري ايجاد كند. با اين همه، اگر منبع در مقابل، اطلاعات خاصي درخواست نمايد، در روابط ايجاد اشكال ميشود. شايد يك شركت بخواهد كه شعبة تازهاي در خارج تأسيس كند و ممكن است سؤال كند كه آيا رئيس محلي كه در نظر گرفتهاند، مثلا طرفدار كمونيستهاست يا نه؟ همچنين امكان دارد يك شركت درخواست نمايد كه در خصوص تشريفات ماجرت يك كارمند ماهر، به آنها كمك شود. اين درخواستها ممكن است از سوي شركتهايي باشد كه مدتها با سازمان همكاري كردهاند. مأمور تماس بايد اين نوع درخواستها را به سازمان دولتي مربوطه بدهد و اگر پيشرفتي حاصل نشد، مطلب را به قرارگاه در واشنگتن منعكس ميكند و تقصير عدم انجام كار را به گردن ناتواني واشنگتن مياندازد.
بسياري از متخصصان خارجي كه از شركتها و مؤسسات آمريكايي بازديد ميكنند، اطلاعات مفيدي دارند. مأمور تماس نميتواند با اينگونه افراد به طور مستقيم صحبت نمايد؛ سياست اطلاعاتي مانع مصاحبه با خارجيان در آمريكا، در بازديدهاي موقت است. اگر فرصتي دست بدهد، مأمور تماس ميتواند از كمك منبع يا واسطهاي ديگر استفاده نمايد.
او در خصوص منافع اطلاعاتي، به واسطه تعليماتي ميدهد و از او ميخواهد كه با بازديدكننده صحبت نمايد. واسطه ميتواند صلاحيت فني بازديدكننده و شخصيت او را ارزيابي كند. اين كار كمتر از مصاحبة مستقيم مفيد است، ولي به هر حال بهتر از اين است كه بازديدكنندگان فكر كنند در آمريكا به منظور اهداف اطلاعاتي از آنها بهره گرفته ميشود.
بهرهگيري از دانشگاه
تا اينجا صرفا از شركتهاي تجاري و صنعتي – به عنوان منابع اطلاعاتي- صحبت كرديم. منابع سودمند ديگري نيز در دانشگاهها، مؤسسات تحقيقاتي و بيمارستانها و مراكز دارويي و امثال آنها يافت ميشود. نحوة برخورد مأمور تماس با اين منابع متفاوت است. در شركتهاي صنعتي، با منابع به عنوان مقامات شركت برخورد ميشود، ولي در دانشگاهها و مؤسسات تحقيقاتي، با افرادي كه استاد و محقق هستند به طور منفرد روبهرو ميشوند.
نحوة نزديكشدن به منبع كموبيش همان است. رئيس دانشگاه نقطة شروع تماس است و مأمور تماس براي دسترسي به كاركنان دانشگاه و سوابق مربوطه به كمك رئيس دانشگاه نياز دارد. اگر افراد پايينتر بدانند كه رئيس دانشگاه در جريان اين قضيه است، بيشتر همكاري ميكنند. رؤساي دانشكدهها، رؤساي بخشهاي دانشجويي و رؤساي قسمتهاي مختلف دانشگاهها، افراد مفيدي هستند، چون همة كارها ازطريق آنها انجام ميگيرد. آنها ميتوانند دربارة طرحهاي جاري تحقيقاتي، مسافرتهاي خارجي اعضاي دانشكدهها، پژوهشگران خارجي مدعو، دانشجويان فارغالتحصيل خارجي و ساير نكات، اطلاعات مفيدي بدهند.
بهترين منبع معمولا استادي است كه تازه به خارج رفته تا در يك كنفرانس بينالمللي شركت نمايد و يا به تازگي بازديدي از خارج داشته است. همانند بازرگانان، بايستي به استادان نيز اطمينان داده شود كه مطالب شديدا و در بالاترين سطوح محافظت خواهند شد و محرمانه باقي خواهند ماند.
مأمور تماس در كتابهايي مثل چه كسي چه كسي است و كتب مرجع، ميتواند اطلاعات شخصي زيادي كسب نمايد و مطلع شود كه زمينة كاري منبع چيست. منابع از اينكه صلاحيت حرفهاي آنها براي يك آدم غيرحرفهاي شناخته شده است لذت ميبرند. در عين حال مأمور تماس نبايد تظاهر كند كه دربارة موضوع، چون اين مسئله به سرعت توسط منبع فهميده ميشود. هر آدمي – بخصوص استادان- دوست دارند دربارة كارهايشان حرف بزنند و سؤالهاي مأمور تماس ميتواند اين اشتياق را دوچندان كند. مأمور تماس به عنوان يك فرد غيرحرفهاي در زمينة كاري منبع، ميتواند هر سؤالي بكند و هر توضيحي بخواهد، گرچه قضيه براي منبع پيش پا افتاده باشد. مأمور تماس بايد اطلاعات حاصله را به دقت ضبط نمايد، زيرا اگر اطلاعات فني دقيق نباشد، فايدة چنداني ندارد. امكان دارد پس از تهية گزارش براي توضيح بيشتر نياز به ملاقات مجدد با منبع باشد.
مسئلهاي كه مأمور تماس امكان دارد در مراجعه به دانشگاه با آن روبهرو شود، فقدان مكان خلوت و خصوصي است. كمتر دانشگاهي وجود دارد كه براي هر عضوي يك دفتر داشته باشد و در بسياري از دانشگاهها، اتاقهاي اعضاي دانشگاه مشترك است. مأمور تماس بايد سعي كند كه ملاقات خصوصي باشد و در اين زمينه ميتواند از خود اساتيد كمك بگيرد. احتمالا يك گوشة خلوت از چايخانه( كافهتريا) يا ملاقات در اتومبيل مأمور تماس، بهتر از مصاحبه در جايي است كه ديگران ميتوانند حرفها را بشنوند. اساتيد از اصرار مأمور، براي محرمانهماندن ملاقات و ماهيت محرمانة روابط خود استقبال ميكنند.
بيگانگان
گرفتن اطلاعات از بيگانگان، با اخذ مطالبي از شهروندان داخلي آمريكا متفاوت است. اين تفاوت از لحاظ فعاليتهاي جمعآوري اطلاعات و در مقايسه با بازديدكنندگان يا دانشجويان خارجي بيگانه مطرح است؛ يعني كسي كه تازه براي اقامت دايم به آمريكا آمده است. در عمل، عمده منابع خارجي، پناهندگان از دول اروپاي شرقي و برخي افراد مهاجر از شرق دور هستند. در ابتدا و از زمان جنگ جهاني دوم از افرادي كه از مناطق تحت اشغال نظامي آلمان گريخته بودند، پس از سال 1945 براي كسب اطلاع از مناطق تحت سلطة كمونيستها استفاده ميشد. سيل مهاجران مجارستاني به دنبال وقايع اكتبر 1956 فرصت خوبي جهت كسب اطلاعات از مناطق دور از دسترس بود. در سالهاي اخير افزايش مسافرت بين بلوك شوروي و آمريكا و مهاجرت بيشتر اتباع دول اقمار شوروي جهت بازديد و پيوستن به اقوام در آمريكا باعث رونق برنامه بهرهگيري از بيگانگان شده است.
از آنجا كه نحوة تماس با اين افراد متفاوت است، مأموران تماس از ميان متخصصان در زبان و افرادي كه قابليت مطابقت خوبي دارند، انتخاب ميشوند. قابليت مطابقت مهم است، چون مأمور تماس با افراد بسيار گوناگوني برخورد مينميد كه ممكن است رئيس يا دربان يك كارخانه باشند. صبر و حوصله نيز ضروري است، چون بايد فرد بيگانه را از محلي به محل ديگر دنبال كنند. مصاحبهاي كه صورت ميگيرد معمولا بايد موقع عصر يا آخر هفتهها باشد، زيرا در غالب موارد نميتوان با بيگانهها در محل كارشان صحبت كرد.
صرفنظر از مشكل يافتن محل استقرار بيگانه، مسئلة مهم جلب همكاري منبع است. بزرگترين مانع موجود، مسئلة مظنونبودن بيگانه است. احتمالا پس از سال 1938 عدة زيادي از آنها بارها توسط سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي بازجويي شدهاند و هميشه هم رفتارهاي دوستانه در كار نبوده است. واكنش آنها در واقع ارتباط خاصي با مأمور اطلاعاتي ندارد. مانع دوم، زبان است؛ چون خارجيها به ندرت به زبان انگليسي آنقدر مسلط هستند كه بتوانند در يك مصاحبة مشروح شركت كنند. تسلط مأمور تماس، به زبان خارجي ميتواند اين مانع را برطرف نمايد، ولي مأمور تماس بايد مراقب باشد كه همين تسلط وي به زبان امكان دارد باعث بروز ترديد در منبع شده و گمان كند كه او شايد مأمور سرويس امنيتي خارجي است. اگر نحوة حرفزدن مأمور تماس به زبان بيگانه طوري باشد كه نشان بدهد او آمريكايي است، احتمال جلب اعتماد و اطمينان بيشتر است. اگر زبان مشتركي وجود نداشت، بايد از مترجم استفاده شود. مأموران تماس اغلب فهرستي از منابع شناختهشده دارند، كه ممكن است به عنوان مترجم حضور يمفيد باشند و در اينجا بايد دقت كرد كه منبع به مترجم هم مشكوك است. احتمال دارد كه او به مأمور تماس اطمينان داشته باشد، ولي از فردي كه هموطن خودش بوده است نگران باشد.
مأمور تمس تلاش ميكند كه با بيگانه قرار ملاقات بگذارد و اين كار با تلفن و يا نامه صورت ميگيرد. اغلب مأمور تماس بدون قرار ملاقات قبلي به درب خانة بيگانه ميرود. وقتي وارد خانه ميشود، احتمالا با اين صحنه مواجه ميگردد كه همة افراد فاميل دور مردي كه رئيس آنهاست و فكر ميكنند به دردسر افتاده است جمع ميشوند. حالا متوجه ميشود كه احتمالا نميتواند با فرد مورد نظر به طور خصوصي حرف بزند، زيرا هرگونه تلاشي براي جداكردن او از خانواده باعث افزايش شك ميشود. او مجبور است كه قضيه را به همة خانواده بگويد. بسياري از بيگانگان به سرعت متوجه نيازهاي سرويس اطلاعاتي ميشوند، ولي به هر حال بايستي قانع شوند كه مأمور مراجعهكننده از سوي دولت آمريكاست و به سرويس اطلاعاتي خارجي مربوط نميشود. مأمور تماس به آنها ميگويد كه اگر دربارة هويت او ترديدي دارند ميتوانند با نزديكترين دفتر اف.بي.آي تماس بگيرند. او بايد مشخص نمايد كه به هر حال خودش مأمور اف.بي.آي نيست و از سازماني ميآيد كه فقط به اطلاعات خارجي علاقهمند است.
وقتي جو شك و عدماعتماد از بين برود، بيگانه به صورت منبع بسيار همكاريكنندهاي در ميآيد. او خوشحال ميشود كه دولت آمريكا به او مراجعه كرده و ميتواند سهمي در مبارزه عليه كمونيسم داشته باشد. او خودش اطلاعاتي ميدهد و حاضر است بگويد كه كداميك از هموطنان او ممكن است اطلاعات ديگري داشته باشند. خارجيها براي اقوام خود در خارج چيزهايي ميفرستند و با آنها مكاتبه ميكنند كه امكان دارد از لحاظ اطلاعاتي جالب باشد، ولي به هر حال مأمور تماس ميبايست، بر هراس آنها از صدمهزدن به اقوام خود در خارج فايق آيد.
مأمور تماس، احتمالا تنها مأمور حكومت فدرال است كه با بيگانه تماس ميگيرد و به همين جهت امكان دارد كه چون بيگانه تصور مينمايد سازمان اطلاعاتي و امنيتي بالاتر از قانون است و در هر كاري كه به مشكلي برخورد كند- از مسافرت اقوام به آمريكا گرفته تا ناراحتي از شغل موجود و تشريفات كسب تابعيت يا مهاجرت- ميتواند به او مراجعه نمايد.
مأمور تماس بايد مراقب باشد كه تعهداتي نپذيرد و كارهاي آنها را به دواير دولتي منعكس نمايد و از او بخواهد كه به ادارات ذيربط مراجعه نمايد. مأمور تماس همچنين بايد مراقب باشد كه درگير مسائل مربوط به سياستهاي قومي و گروهي نشود، چون اغلب بيگانگان به دستههاي متفاوتي تعلق دارند كه با هم دشمن هستند.
گاهي مسئلة پرداخت بهوجود ميآيد. اكثريت بيگانگان حاضرند كه اطلاعات خود را به عنوان كمكي به كشور جديد خود ارائه بدهند. با وجود اين گاهي ممكن است بيگانهاي كه وقت قابل توجهي صرف تهية گزارش مشروح و مفصلي كرده است، در مقابل چيزي بخواهد. در اين مورد مأمور تماس بايد از قرارگاه مركزي بخواهد كه گزارش را ارزيابي كنند و دربارة پرداخت حقالزحمه يا چگونگي جبران، جواب بدهند. به هر حال اين كار خوب نيست، چون امكان دارد ديگران- همه- رفتار مشابهي در پيش بگيرند. در كل، دادن يك ناهار يا شام به بيگانه، حداكثر جبران مالي است.
بحثي كه دربارة روشهاي جمعآوري اطلاعات شد، با توجه به شرايط متوسط بود. هر مأمور تماسي ميتواند عملا برحسب شرايط، حالات استثنايي را در نظر بگيرد و با رفتارهاي ويژهاي وارد صحنه شود. روشهايي كه ذكر شده است حالت انعطافپذير دارند و برحسب سه عامل قابل تغيير است: جمعآوريكنندة اطلاعات، منبع، و موضوعي كه در مورد آن، اطلاعات جمعآوري ميشود. هر مأمور جمعآوري اطلاعات از روشهايي كه متكي به تجربة اوست و ميتواند بيشترين اطلاعات را از منبع اخذ نمايد استفاده ميكند، ولي در كل همة روشهاي مورد استفادة آ»ها به نحوي از انحا در آنچه بيان شد، خلاصه ميگردد.


برچسبها: موسسه حقوقی تحقیقاتی و امنیتی یاران روشنگر ثامن, شرکت های امنیتی خصوصی, بادیگارد خصوصی, بیمه امنیت, تحقیقات و بررسی

برچسب: نویسنده: میلاد میرزاده تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 22:46

صفحه بندی